سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
288
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
« آرى » ، فرمود : « اگر آن باشد كه من تصور مىكنم ، عذاب الهى سختتر و عقوبتش بالاتر است ! و اگر هم او نباشد كه من مايل نيستم كه شخص بىگناهى به خاطر من كشته شود ! » اين را گفت : جان به جان آفرين تسليم كرد . ( 1 ) در روايتى آمده است كه حسن ( ع ) بىتابى كرد و به شدت گريست ، حسين ( ع ) عرض كرد : « برادر ! اين بىتابى و اين گريه براى چيست ؟ در حالى كه پيش از تو رسول خدا ( ص ) ، پدرت ، عمويت جعفر ، فاطمه و خديجه رفتهاند و جدّت دربارهء تو فرمود : « همانا تو سرور جوانان اهل بهشتى » و تو سوابقى در اسلام دارى ؛ از جمله پانزده بار پياده حج گزاردهاى و دو بار اموالت را در راه خدا با فقرا تقسيم كردهاى و كارهاى نيك بسيار كردهاى » و خوبيهاى او را بر شمرد ، به خدا سوگند كه آن گفتهها كارى نكرد جز اين كه بر گريه و زاريش افزود ! سپس فرمود : « برادرم مگر چنين نيست كه دارم با ترس زياد و حادثهء مهمى روبهرو مىشوم كه هرگز همانند آن را نديدهام و نمىدانم كه نفسم مرا به دوزخ مىبرد كه بايد تسليت دهم و يا به بهشت كه تبريك گويم ! » . ( 2 ) جدّم ابو الفرج از قول محمد بن ابى منصور و على بن ابى عمر و آن دو از رزق اللّه و طراد بن محمد زينى و آنان از قول على بن بشران و از ابو بكر قرشى به نقل از اسحاق بن اسماعيل و او از احمد بن عبد الجبّار از سفيان بن عينيه از قول رؤية بن مصقله نقل كرده ، گويد : وقتى كه زمان مرگ حسن فرا رسيد ، فرمود : « بستر مرا به صحن منزل ببريد » بردند ، سر به طرف آسمان بلند كرد و گفت : « خداوندا من نفس خودم را در پيشگاه تو مىپندارم نفسى از همهء نفسها براى من عزيزتر است ، همانند آن را سراغ ندارم ، خداوندا بر اين فرو افتادنم رحم كن و در تنهايى قبرم همدم من باش » و آنگاه درگذشت . ( 3 ) همين كه از دنيا رفت ، برادرش حسين ( ع ) امر او را بر عهده گرفت ، جنازهء آن حضرت را به مسجد برد ، سعيد بن عاص فرماندار مدينه بود ، بنى هاشم گفتند : كسى جز حسين ( ع ) حق ندارد بر جنازهء وى نماز گزارد . پس او نيز حسين ( ع ) را مقدّم داشت و گفت : اگر سنّت نبود تو را مقدّم نمىداشتم ! ( 4 ) ابن سعد از واقدى نقل كرده است : وقتى كه حال احتضار حسن ( ع ) فرا رسيد ، فرمود : « مرا كنار قبر پدرم يعنى رسول خدا ( ص ) دفن كنيد » و حسين ( ع ) خواست او را در حجرهء